بايد
راه را
به شاهراه تبديل كرد
و مهرباني را
به رسالتي روزمره
تا پناه عابراني باشد
كه در نجابت يك چرا
سرگردانند
بايد
در بيكرانگي وجود
لذت تر شدن از شبنمي را يافت
و آن وقت
در زلال نگاهي
عمري به تماشاي دوستي نشست
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۶/۱۵ ساعت توسط من
|
شاعر نیستم و شعر ندانم که چه باشد من مرثیه خوان دل خویشم