
در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق قلب طبيعت نيز حضور دارد.
در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول می يابد.
در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان است
جـبـرا ن خـلـيـل جـبـرا ن
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۱۱/۱۸ ساعت توسط من
|

شاعر نیستم و شعر ندانم که چه باشد من مرثیه خوان دل خویشم