تبليغاتX
من و تو


من و تو

آرشيو خانه



87/03/10

بی مقدمه....

الا دلدار دل بی تو حزین است.... بیا سودایدل این دل غمین است

 مرا تا کی پی خود می کشانی...... بگو جان مرا کی می ستانی  .......

...اونجا آدماش نورند و دلاشون پاک و دریاییه...اونجا سیاهی و درد معنا نداره...اونجا میشه عشقو معنا کرد..دید..تجربه کرد..حس کرد و بویید...اونجا میشه خلق کرد و آفرید

...میشه گهگداری دلتو برداری و بری کنار دریا کنار دریایی که موجاش عشق اند و ساحلش مامن امن آدمی...میشه سرتو رو ابرا بزاری و خورشیدو بغل کنی...میشه مثل بارون قطره قطره بباری...میشه بی ریا باشی خود خود خودت باشی...همون کوچولویی که یه روز با دو تا بال آسمونی اومد زمین...همونی که بالاش تو غبارا گم شد...یادش رفت که کی بوده کجا بوده وقت اومدن چه قولی به خدا داده!...تا چشمش به خاک افتاد بالاشو انداخت و رفت پی زندگی رفت ..رفت تا پیدا کنه..ببینه..بشناسه اما حیف که گم شد و فراموش کرد...حتی دیگه شبا به آسمون نگاه نمیکرد ..دیگه واسه خدا نامه نمیداد دیگه دلشو کنار دریا نمیبرد...حتی دیگه چشاش برق هم نمیزد

اون کوچولو تو بازی بزرگ شدن کوچیک شده بود...تنها مونده بود..با همه حتی با خودش هم قهر کرده بود.. گله و شکایه میکرد...سالها دویده بود تا بسازه جنگیده بود تا بدست بیاره..سالها نقاب به چهره زده بود تا خودشو نبینه تا از پشت اون نقاب آهنی دنیا و آدماشو تسخیر کنه...اما حالا چی در عین توانگری کنج اتاقی نشسته بود و دل به دل غربت و تنهایی داده بود..دستاش خالی خالی بود...نگاهش دیگه سمت و سویی نداشت ..نشسته بود و زندگیشو مرور میکرد...خط قرمز میکشید و پاره میکرد...اشک میریخت و آه حسرت سر میداد ...بلند شد نگاهی به آینه انداخت !

_میشناسی؟!



87/02/27


پس از مرگم نمي دانم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم صوتكي سازد گلويم صوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يك ريز و پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان اشفته را اشفته تر سازد تا بدين سان بشكند در من سكوت مرگوارم را

دکتر علی شریعتی



87/02/20


بدینسان ما دو پنجره ای رو در روی همیم. از این جا میشود به هم نگاه کنیم، ترانه های مان را با هم بخوانیم، پای صحبت همدیگر بنشینیم و اندوه های مشترک خود را با هم تقسیم کنیم. تکنولوژی ما را به همسایگی فرا خوانده  است و کم کم باید باور کرد که زندگی همسایگی است. خوش به حال من و تو اگر همسایه های پر خاطره ای هم باشیم، که بی تردید خواهیم بود. در این خانه چیزی نیست و اگر هست فقط حضور زلال توست. من عاشق فردای عاشقانه و پر ترانه ام از تو هم دعوت می کنم با هم باشیم.
"رفتن تنها خطر دارد
راه بی همراه خطر دارد



87/01/14


زيباي من سلام
من از ديار عشق به تو نامه مي نويسم! اينجا همه پروانه ها در شعله شمع عاشقانه سوخته اند٬ بلبلان در كنار گل پژمرده شان آرام خوابيده اند٬ ماه تمام شب را به دنبال خورشيد مي گردد….
عمري مي خواستم كه عشق را با مداد رنگي هايم نقاشي كنم٬ غافل از اينكه عشق يعني يكرنگي! اين حرف را روزي كه مرا با كلام خويش مسحور كرده بودي از نگاهت خواندم. چه روز با شكوهي بود! آن روز آسمان را بين خودمان تقسيم كرديم: باران براي من٬خورشيد براي تو٬برف براي من٬ستاره ها براي تو….
ولي از آن روز مدتها گذشته است. باراني كه سهم من بود از چشمان من باريد. به موهاي سپيدم نگاه كن!همه مي گويند خيلي زود پير شده ام٬ ولي تو كه مي داني همان برف هايي كه مال من بود بر سرم نشسته است. ناراحت نباش! به لبخند خورشيد و چشمك ستاره مي ارزيد….
من بازي عشق را به تو باختم. از باختن پشيمان نيستم٬ ولي اي كاش مي توانستم يك بار ديگر دلم را به تو ببازم. حيف كه ديگر نمي توانم٬ كمي شكسته شده ام. براي اين همه زيبايي نفس كم مي آورم…
اين نامه را با قاصدك برايت مي فرستم. تا يكي دو روز ديگر به دستت مي رسد. تا آن موقع من به اميد وصالت براي هميشه خوابيده ام . شك ندارم كه در زير خاك هم خواب تو را مي بينم. از اين كه بيش ازاين طاقت نياوردم و اين قدر زود رفتني شده ام متاسفم! مرا ببخش٬ مجنون خوبي برايت نبودم…
به اميد ديدار



87/01/01

نوروز باستانی بر همگان مبارک

 
سلام

سال نو ، از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد
وقلب من نیایش می کند:
خدایا! مرا متبرک کن
تا هر روز که در راه رسیدن به «تو» گام بر میدارم
با تحسین و حیرت
زیبائی را بجویم که همانا سرشت «تو»ست.
خدایا مرا برکت آن بخش
که هر روز وظیفه خویش را به انجام برسانم
به برادران و خواهرانم یاری برسانم
تا بار خود را در فراز و نشیب زندگی بر دوش کشند.
و هر روز نیایش کنم:
در آفتاب و باران بادا که خواست «تو» تحقق پذیرد.
آمین

 

بوی باران  ; بوی سبزه ;  بوی خاک

شاخه های شسته ;  باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید ، برگهای سبز بید

عطر نرگس ،  رقص باد           نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار



86/12/29


بهار، تغییر طبیعت و تحول زمین از سستی به نشاط و طراوت دوباره است.

بهار،
آغاز زندگی تازه و پایان فصل خزان بی روح پاییز و سردی زمستان است که با آمدن آن سبزی و خرمی نمایان می شود.

درباره پیدایش نوروز در روایتی آمده است که نیشکر را جمشید شاه ایران در این روز یافت و مردم از خاصیت آن متحیر شدند پس جمشید دستور داد تا از شهد آن شکر ساختند و به مردم هدیه دادند،  از این رو آن را نوروز نامیدند.

در روایتی دیگر آمده که اهریمن‌، بلای خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشاند اما جمشید به جنگ اهریمن رفت و عاقبت او را شکست داد آن گاه خشکسالی روی زمین از بین رفت و جمشید بر زمین سبزه کاشت که رسم سبزه نشاندن در ایام نوروز از آن زمان تا به امروز باقی مانده است.

ایرانیان جشنها و آیینهای زیادی دارند که جذابترین آنها آیین نوروز باستانی است.

ایرانیان هنگام تحویل سال نو, سفره هفت سین پهن می کنند که هر کدام از اقلا‌م آن نمادی از جهان هستی و طبیعت است.

"سیر" : نماد گندزدایی و پاکیزگی .

"سرکه" : نماد پاک شدن و پاکی محیط و زدودن آلودگی.

"سنجد" : نشانه عشق و مهر.

"سمنو" : نماد خوبی و رشد.

"سبزه" : موجب فراوانی‌, برکت و خوشبختی و شادی.

"سیب" : نماد زایش و برکت در بین مردم ایران زمین.

"قرآن" : کتاب آسمانی مسلمانان , نشانه استواری و ایمان.

"سفره" : نماد گستردگی جهان و سفیدی آن نشانه پاکی و سفید بختی.

"آیینه" : نماد جهان بی‌پایان و بارگاه خداوندی.

"شمع" : آرزوی شادی و روشنایی زندگی و شعله افروخته نماد روشنایی و فروزندگی جاودانه.

"ماهی قرمز" : در تنگ بلور نماد روزی حلا‌ل.

"تخم مرغ رنگ شده" : نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تاکید بر اینکه بنی آدم اعضای یکدیگرند.

"نان": بنیاد تغذیه و در سفره نشانه برکت و روزی.

"گندم" : نماد روزی‌, فراوانی‌, خیر و برکت در زندگی.



86/11/28


اين روزها مثل بادي پريشان احوال، از روي خاطرات ترك خورده مي‌گذرم

و نمي‌دانم در كدام سوي كوير است كه هنوز سرگردانم

صدايم را كسي نمي‌شنود

و شب‌ها مهتاب است كه در تنهايي برايم لالايي مي‌خواند

 

اين روزها سرم پر از ابهام است

احساسم شده است يك علامت سوال بزرگ

عقلم علامت تعجب

زبانم سه نقطه

و دلم در پرانتز حريمش، حرمتش را حفظ مي‌كند

 

اين روزها، نه! اين شب‌ها

حوالي خواب‌هايم باراني است

با هر تكه ابري، قطره باراني مي‌شوم

تا از آسمان دلم بر روي اين كوير خشكيده ببارم

تا شايد روزي جوانه عشق از اين خاك برويد

بي هيچ ترسي از هر احساس تنهايي

 

اين روزها قاصدك‌ها زياد خوش خبر نيستند

براي همين مدام خودشان را قايم مي‌كنند

و پروانه‌ها زياد دلشان شاد نيست

براي همين در تنهايي مي‌گريند

 

اين روزها دلم براي دريا تنگ مي‌شود

با چشماني بسته به موج‌ها سلام مي‌كنم

و براي ماهي‌ها دست تكان مي‌دهم

براي فانوس خيس دريايي آرزوي سلامتي دارم

 

اين روزها اعتراف مي‌كنم دل‌تنگم

همه دل‌تنگي‌ام را با سرانگشتان احساسم

بر صفحه آبي آسمان حك مي‌كنم

بعد آن تكه از آسمان را در پنهان‌ترين جاي قلبم مخفي مي‌كنم

مبادا چشم نامحرمي حُرمت دلم را بشكند

تا حريم اين دل شكسته حفظ شود

 

اين روزها وقتي شعري مي‌خوانم

چشمانم برق مي‌زند

روزي شاعري برايم گفت

پرنده بي‌بال هم مي‌پرد!

و من ديدم چقدر دلم هواي پريدن دارد

 

اين روزها دلم براي دوست داشتن مي‌سوزد

وقتي كسي مرا براي ت م ل ك بخواهد

دلم مي‌لرزد

صدايم مي‌گيرد

و نبض لحظه‌هايم به تندي مي‌زند

ن ي ا ز به دوستي رازي است كه به ت م ل ك نبايد فروختش!

 

اين روزها كسي گم شده است

در ميان ستاره‌ها، در آغوش مهتاب

در هنگامه بوسه باران آسمان...

تنها ماندنِ نجابت يك نگاه سخت است

 

اين روزها دوستان غريب شده‌اند

و غريبه‌ها اداي دوستي درمي‌آورند

اما من با كدامين واژه بگويم

دوستي عطر آشنايي است ديرينه

كه هيچ غريبه‌اي را در اين خلوتكده راهي نيست

و دوستي پاك است و پر از نگاه آشنا

مثل دوستيمان با خدا

 

اين روزها هر لحظه با خداي مهربان نجوا مي‌كنم

و در لحظات پاك نيايش

براي آرزوهاي خوب همه دعا مي‌كنم

براي لحظات دلتنگي و بي‌قراري اين روزهايم

به پرنده‌ها مي‌گويم التماس دعا...



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]








درباره وبلاگ


شاعر نیستم و شعر ندانم که چه باشد من مرثیه خوان دل خویشم
Pleasure of love lasts but a moment,
Pain of love lasts a lifetime.


دوست داشتنیها


مطالب گذشته

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384


ترجمه قالب


Dawood257
من





بلاگفا


POWERED BY
BLOGFA.COM

RSS





alert(" نرم و آهسته بيا، -سلام نازنين")